|
|
|
|
|
سام نامه حماسه ای عاشقانه است که از آن به عنوان آخرین حماسه ملی ادب فارسی یاد می کنند. از زمان اغاز تحقیقات نوین در ادبیات فارسی پیرامون این اثر و نویسنده ان نیز پژوهش هایی صورت گرفته است که هر یک به گونه ای سعی کرده اند صحت انتساب ان را به خواجوی کرمانی رد یا اثبات کنند. در این گفتار ابتدا تاریخچه این تحقیقات و استدلال های نویسندگان درباره این اثر ذکر گردیده که نگارنده به همه این دلایل پاسخ گفته و انتساب سام نامه به خواجو را رد کرده است و سپس دلایلی مبنی بر تعلق این اثر به ادبیات عامیانه ارائه کرده است.
این مطلب چکیده مقاله ای است که با همین عنوان در شماره ۱۵۸مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد به چاپ رسیده است برای مطالعه همه مقاله به این مجله مراجعه نمایید. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 17:45 توسط وحید رویانی
|
|
||
|
|
|
|
|
یک راهب بودایی ژاپنی به نام کیوسی که در چین به مطالعه می پرداخته و به قسمت جنوبی چین مسافرت می کرده است در سال ۱۲۱۷ میلادی اتفاقا در بندر زیتون واقع در جنوب چین با تجار ایرانی که از خلیج فارس برای بازرگانی وارد چین شده بودند آشنا شد و از آنها تقاضا کرد که به یادگار چیزی بنویسند یکی از آنها با خط نسخ چهار بیت برای او نوشت که یکی از آنها این بیت شاهنامه است:
جهانی یادگار است و ما رفتنی به مردم نماند بجز مردمی این بیت تلفیق دو بیت زیر از شاهنامه است: جهان یادگار است و ما رفتنی ز مردم نماند جز از گفتنی (دبیرسیاقی/ج۳/ ص ۱۴۹۹) جهان یادگار است و ما رفتنی به گیتی نماند بجز مردمی (مسکو/ ج۸/ ص ۲۹۸) این شعر هنوز در شهر قدیم کیوتو محفوظ مانده است. برگرفته از مقاله پروفسور کورویاناگی در مجموعه سخنرانی های سومین جشن توس(۱۳۵۶) |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 23:17 توسط وحید رویانی
|
|
||
|
|
|
|
|
در سام نامه به اقتضاي نوع داستان که داستاني حماسي است و از شخصيت هاي گوناگون سخن به ميان مي آيد نامهاي فراواني به کار رفته است، در ميان نامها سه دستة ايراني، عربي و ترکي(که ممکن است از شاخة مغولی باشند) به چشم مي خورد. نامگذاري افراد چندان ارتباطي به ملّيت آنها ندارد و ممکن است شخصي چيني نامي ايراني داشته باشد همانند پريدخت معشوقة سام و يا جنگسب که يکي از پهلوانان لشکر شدّاد است و نام او از دو واژة ايراني جنگ و اسب تشکيل شده و يا نام ديوي چون نهنگال که از ترکيب «نهنگ» حيوان دريايي معروف و پسوند «آل» ساخته شده است و يا برعکس ممکن است يک پهلوان ايراني نامي ترکي داشته باشد همانند قلوش پسر عموي سام و يا قلواد يار او که البتّه ممکن است مورد دوّم صورت تغيير يافتة کلباد باشد که در شاهنامه نيز آمده است. بيشتر اسامي سام نامه اسامي ايراني است که برخي از آنها شناخته شده است و معاني مشخّص دارند مانند زراسب و رهدار ديو و ژند جادو امّا برخي صورت ايراني دارند ولي معاني آنها شناخته شده نيست چون چنگاوه، کنداز، کورابه و... اسامي عربي در سام نامه کم است و همان تعداد هم که آمده اسامي شناخته شده است مانند شمسه، رضوان، مهابت، تسليم و... که گاه از ترکيب يک نام عربي با پسوند ترکي اسم جديدي ساخته اند مانند قمرتاش امّا اسامي ترکي فراوان در سام نامه به کار رفته اند که نه معاني آنها مشخّص است و نه منشأ آنها همچون غرنوس، خاتوره، قهقهام، اقار، بلخياس و... احتمال دارد که اين اسامي در ميان عوام رواج داشته و از طريق روايات عاميانه به متون راه يافته است، زيرا برخي از آنها در ديگر متون حماسي نيز به چشم مي خورند مانند فرطوس قوش که به صورت فرطوس طوش يک بار در بانوگشسب نامه آمده و ظاهراً نام شاهي است: بنامست آن شاه فرطوس طوش جهانسوز دختر به فرّ و به هوش(کراچي، 1382: 58) و در آذربرزين نامه به صورت فرطوس توش آمده و نام پدرزن فرامرز است: از آن دختر شاه فرطوس توش يکي پورش آمد چون فرّخ سروش (ص 407)←(محجوب، 1382: 536) و يا منهراس که در گرشاسب نامه آمده و نام ديوي است: |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 22:31 توسط وحید رویانی
|
|
||
|
|
|
|
|
نویسنده با زبانی طنزآمیز و تصاویری بدیع خاتوره مادر عوج بن عنق را اینگونه وصف کرده است:
سرش همچو گنبد به بالا منار همی قی ازو کرد مردارخوار شده موی او همچو یال ستور ز زشتی نتابیده بر روش هور دو چشمش دو مشعل فروزان شده دل کوه از آن جمله سوزان شده شده بینیش کشتی سرنگون که افتاده باشد به دریای خون لبانش به ماننده تنگ نیل دو گوشش به ماننده گوش پیل دهان چون لب گور گردیده باز برون کرده دندان چو نیش گراز شده چین به چین روی او چون سپر همه چینش افتاده بر یکدگر دو دستش به سان دو شاخ درخت تنش کوه آسا همه لخت لخت تن کوه از پیکر او ستوه نشسته به ماننده برز کوه |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 10:13 توسط وحید رویانی
|
|
||
|
|
|
|
|
چه نیکو گفته است حکیم سخن آفرین توس:
چنین گفت نوشینروان قباد که چون شاه را سر بپیچد ز داد کند چرخ منشور او را سیاه ستاره نخواند ورا نیز شاه ستم نامه عزل شاهان بود چو درد دل بی گناهان بود بماناد تا جاودان این گهر هنرمند و با دانش و دادگر نباشد جهان بر کسی پایدار همه نام نیکی بود یادگار کجا آفریدون و ضحاک و جم مهان عرب خسروان عجم کجا آن بزرگان ساسانیان ز بهرامیان تا به سامانیان نکوهیده تر شاه ضحاک بود که بیدادگر بود و ناپاک بود فریدون فرخ ستایش ببرد بمرد او و جاوید نامش نمرد سخن ماند اندر جهان یادگار سخن بهتر از گوهر شاهوار ستایش نبرد آن که بیداد بود به تخت و به گنج مهی شاد بود گسسته شد اندر جهان کام اوی نخواند به گیتی کسی نام اوی شاهنامه- آغاز پادشاهی اشکانیان چاپ ژول مول- ج۵- ص۱۳۵ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت 21:28 توسط وحید رویانی
|
|
||
|
|
|
|
|
روزی سام نريمان، جهان پهلوان دربار منوچهر شاه، هنگام شکار با گور بسيار زيبايی برخورد می کند که از دم تير چون باد او همچون آهو می گريزد. سام به قصد شکار او از لشکرجدا شده و ساعتها در بيابان سرگردان می شود تا به قصر زيبايی رسيده و داخل آن می شود. در قصر دختر بسيار زيبايی با گشاده رويی به استقبال او آمده و از او پذيرايی می نمايد. سام پس از استراحت با دختر به گشت و گذار در قصر پرداخته که ناگهان در يکی از اتاقها عکس پريدخت، دختر زيبای خاقان چين، را ديده و عاشق او می شود. دختر با فهميدن عشق سام به تصوير آن را پاره کرده و به سام میگويد که او يک پری است و دلباخته سام است و خود را به صورت گوری درآورده تا او را به تنهايی به قصر بکشاند و با او عشق بازی کند. امّا سام به او بی مهری کرده و پری ناگهان غيب شده و قصر نيز محو می شود. سام پس از يافتن لشکر خود با قلواد به قصد يافتن پريدخت راهی چين می شود که در اين راه ورطه های خطرناک و حوادث عجيب و غريب و موجودات خارق العاده ای چون مار و اژدها و ديو و جادو و... را پشت سر می گذارد تا به پريدخت دست می يابد. از سام نامه به عنوان آخرين حماسه ملی ايران نام برده اند اما چنان که از فحوای داستان پيداست اين اثر چيزی جز يک حماسه عاشقانه نيست که حول محور ماجرای عشق سام به پريدخت شکل گرفته است و در آن اثری از عرق ملی و ساير ويژگی های حماسه های ملی به چشم نمی خورد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386ساعت 22:6 توسط وحید رویانی
|
|
||
|
|
|
|
|
اسطوره سیمرغ در شعر شفیعی کدکنی مجله حافظ، شماره ۱۶، تیر ۱۳۸۴ واژه سیمرغ یکی از واژه های کلیدی در اشعار دکتر شفیعی کدکنی است، این واژه ۱۹ بار در دو مجموعه آیینه ای برای صداها و هزاره دوم آهوی کوهی به صورت نمادهای گوناگون به کار رفته که نگارنده در این مقاله به بررسی و تحلیل این نمادها پرداخته است. نگاهى به ويژگيهاى ساختارى و سبكى تاجالتراجم فصلنامه مشکوه، تابستان ۱۳۸۴ تاج التراجم دوّمین تفسیر مورّخ در زبان فارسی است که بین سالهای ۴۳۰ تا ۴۶۰ ه.ق نگاشته شده است و چون نویسنده آن عمادالدین شاهفور اسفراینی نخستین مفسّری است که به شیوه ترجمه تحت اللفظی قرآن انتقاد کرده به همین جهت نقطه عطفی در ترجمه قرآن به زبان فارسی محسوب می گردد. کتاب ماه ادبیات و فلسفه، مهر ۱۳۸۴ استاد شفیعی کدکنی تا سال ۱۳۸۳ در مجموع ۳۵ مقاله پیرامون نقد کتاب های گوناگون نوشته که نگارنده در این مقاله به دسته بندی، بررسی و ارزش گذاری این نقدها پرداخته است. حماسه های ایرانی و دگردیسی روان انسانی کتاب ماه ادبیات و فلسفه، شماره بهمن و اسفند ۱۳۸۴و فروردین ۱۳۸۵ نقدی است بر کتاب روان انسانی در حماسه های ایرانی نوشته دوست گرامی آقای آرش اکبری مفاخر که توسط نشر ترفند در سال ۱۳۸۴ به چاپ رسیده است. فریدون و جادو(گفتاری پیرامون اعمال جادوگری فریدون) شاهنامه پژوهی- دفتر نخست- انتشارات فرهنگسرای فردوسی- بهار ۱۳۸۵ با نظارت دکتر محمدرضا راشد محصل تجلی چندگانه شخصیت فریدون از او ترکیب پیچیده ای ساخته است که تداوم آن در حماسه و تاریخ وجوه متفاوت و گاه متناقضی از کارکردش را متجلی می کند. از یک سو به عنوان شاهی قدرتمند سراسر زمین را زیر سلطه دارد و از سوی دیگر به عنوان پهلوانی اژدهاکش و جادوشکن نه تنها ضحاک جادو را از بین می برد بلکه خود نیز به جادو دست می گشاید. علاوه بر این به عنوان یک پزشک و فردی آگاه از راز گیاهان دارویی نیز مورد ستایش قرار می گیرد. اما آنچه در این مقاله بدان می پردازیم اعمال جادوگری فریدون است زیرا در شاهنامه تنها جایی است که جادو با کارکرد اهورایی و مثبت آمده و جنبه اهریمنی ندارد. معرفی نسخه ای تازه از شاهنامه- گرشاسب نامه و سام نامه شاهنامه پژوهی- دفتر دوم- انتشارات فرهنگسرای فردوسی- بهار ۱۳۸۶ با نظارت دکتر محمدرضا راشد محصل نسخه ای است متعلق به محمد حسن مسعودی خراسانی که نه تاریخ کتابت دارد و نه نام کاتب آن در جایی ذکر شده است. چنان که از شیوه نگارش و خط نسخه پیداست باید متعلق به دوره صفوی باشد و در اطراف کابل نوشته شده باشد زیرا هم نفوذ لهجه کابلی را در شیوه نگارش آن می توان یافت و هم تنها مینیاتور نسخه صحنه بر تخت نشستن بهمن پسر اسفندیار را نشان می دهد که به خونخواهی ژدر و انتقام حمله فرامرز به کابل سیستان را خراب کرد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 9:30 توسط وحید رویانی
|
|
||
|
|
|
|
|
کتاب روزنه ای به شاهنامه مجموعه مصاحبه هایی است با شاهنامه پژوهان سرشناس ایرانی و خارجی که در همایش بزرگداشت فردوسی(مشهد- اردی بهشت ۱۳۸۵) فراهم آمد. در این مجموعه هم شرح حال و آثار شاهنامه پژوهان گردآوری شده است و هم پیرامون نسخه های خطی شاهنامه و شیوه های تصحیح این اثر و آخرین وضعیت تحقیقات شاهنامه شناسی در ایران و خارج از ایران سخن رفته است. تصویر جلد این اثر را در پیوند زیر مشاهده نمایید:
http://server6.theimagehosting.com/image.php?img=rov1.jpg فهرست مطالب را در پیوندهای زیر مشاهده نمایید: http://server6.theimagehosting.com/image.php?img=rov2.jpg |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 19:43 توسط وحید رویانی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان
این وبلاگ برای معرفی ادبیات حماسی ایران و خصوصا سام نامه که تاکنون مورد بی مهری قرار گرفته ایجاد شده است. بنابراین از شما تقاضا دارم از فرستادن هر نوع مطلبی که فکر می کنید به این هدف کمک کند دریغ نورزید. پیروز و سربلند باشید |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 22:31 توسط وحید رویانی
|
|
||