|
|
|
|
|
در روزهای شنبه و یک شنبه ۹ و ۱۰ آبان همایشی در دانشگاه فردوسی مشهد به همت گروه زبان و ادبیات فارسی و سازمان آب و فاضلاب برگزار شد که هدف آن بررسی ویژگی های ادبی هنری تاریخی و اساطیری آب در متون و نیز الگو سازی برای مصرف بهینه آب بود. بنده نیز با مقاله ای با عنوان جلوه هاي اساطيري آب در سام نامه در این همایش شرکت کردم که خلاصه آن را می خوانید: هر چند منظومه حماسي سام نامه اثري است متعلّق به سده هاي متأخّر، امّا اين اثر نسخه منثور يا روايت شفاهي كهني داشته كه پايه سرايش نسخه حاضر قرار گرفته است؛ زيرا مضامين و كردارهاي اساطيري گوناگوني در آن وجود دارد كه نمونه آن را در اعمال شخصيت هاي اساطيري شاهنامه مانند فريدون و منوچهر و گرشاسب و يا مضامين اساطيري متوني چون اوستا و بندهشن مي توان ديد. يكي از اين مضامين، جلوه هاي اساطيري گوناگون آب است، آب در سام نامه علاوه بر جنبه هاي معمولي و عام و نيزجنبه هاي ادبي چون مضامين استعاري و سمبليك در موقعيت هاي مختلف جلوه هاي اساطيري گوناگوني دارد كه از جمله مي توان به موارد زير اشاره كرد: ارتباط آب با پيشگويي در داستان فريدون، ارتباط آب با اژدها و ديو، ارتباط آب با نيرو گرفتن پهلوانان قبل از كارزار دشوار، وجود چشمه اي كه زنان از درخت كنار آن بار مي گيرند، آب به عنوان وسيله عذاب الهي، ارتباط آب با طلسمات، وجود آب حيات و آب به عنوان نخستين و مهمترين ماده اي كه خداوند آفريد، اين مضمون در دعاها و ستايش هاي سام مكرّر ديده مي شود.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 12:3 توسط وحید رویانی
|
|
||
|
|
|
|
|
دوش ديدم که ملايک در ميخانه زدند
بیستم مهر ماه روز بزرگداشت کلک شیرین سخن شیراز بر همه ادب دوستان مبارک باد |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 14:18 توسط وحید رویانی
|
|
||
|
|
|
|
|
بنــاهـــای آبــاد گــردد خـــراب ز بــاران و از گــردش آفتــاب پی افکندم از نظم کاخی بلند که از بـاد و بــاران نیابـد گزند ۲۵ اردی بهشت روز بزرگداشت حکیم فرزانه توس گرامی باد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 11:44 توسط وحید رویانی
|
|
||
|
|
|
|
|
کتاب گرانقدر گویش اسفراین پس از سالها تلاش آقای بابا همایونفر در گردآوری لغات و اصطلاحات و ریشه یابی و معنی کردن آنها و همچنین یافتن شاهد مثال در متون ادبی اخیرا به چاپ رسیده است. نقدی بر این کتاب نوشته ام که در روزنامه خراسان به تاریخ ۲۷/۱/۸۸ منتشر شده است. این نقد را می توانید در لینک زیر ببینید:
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 11:35 توسط وحید رویانی
|
|
||
|
|
|
|
|
مبارکتر شـب و خرم ترین روز اول اردی بهشت ماه جلالی در تقویم روز بزرگداشت استاد سخن سعدی شیرازی می باشد و نیز سالروز درگذشت سه تن از شاعران بزرگ معاصر علامه اقبال لاهوری- ملک الشعرای بهار و سهراب سپهری که هر کدام به نوعی به زبان فارسی و فرهنگ ایرانی خدمت کردند و نامشان در یاد فارسی زبانان جاودانه شد. گرامی باد یادشان |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 8:40 توسط وحید رویانی
|
|
||
|
|
|
|
|
اخیرا آقای کیوان گورک کتابی منتشر کرده است با عنوان نبرد خدایان حماسه رستم و اسفندیار که تفسیر جدیدی از این داستان غم انگیز شاهنامه است نکاتی در مورد این کتاب قابل ذکر است که به آنها اشاره می کنم: ۱- هرچند ذوق و جسارت نویسنده برای خلق اثری پیرامون شاهنامه و ارائه تفسیری جدید از بخشی از این اثر سترگ و جاویدان ستودنی است اما راهی که برای این کار انتخاب کرده صحیح نیست. ۲- یک اثر علمی باید کاملاً معیارهای علمی را رعایت کند تا مورد قبول جوامع علمی واقع شود وگرنه چه تفاوتی بین آثار دانشگاهی و غیر دانشگاهی هست؟ یکی از این ویژگی ها ارجاع دادن به آثاری است که نویسنده از آنها استفاده کرده است، نویسنده با این که از منابع گوناگونی استفاده کرده اما به آنها ارجاع نداده است بنابراین خواننده نمی داند کدام یک از اظهار نظرها از اوست و کدام نیست و نمی تواند در مورد نظریات او به طور دقیق قضاوت کند. ۳- هر نظریه علمی باید بر پایه استدلال منطقی و شواهد گوناگون استوار باشد تا پذیرفته شود اما نویسنده با یک سری مفروضات ذهنی به سراغ داستان رستم و اسفندیار رفته و خواسته های خود را از آن بیرون کشیده است. درست است کسانی در مورد جنگ مذهبی بین رستم و اسفندیار حدسیاتی زده اند اما او این را به عنوان یک اصل مسلم پذیرفته و بسط داده است بی آنکه دلایل متقنی برای اثبات این امر ذکر کند. ۴- محققان در مورد مهرپرست بودن رستم حدسیاتی زده اند اما این مساله هنوز ثابت نشده است زیرا خود کیش مهر نیز یک مذهب سیال است که ویژگی های آن کاملاً روشن نیست بنابراین نمی توان این امر را نیز مسلم دانست. ۵- نویسنده به کیش سیمرغی رستم اشاره کرده و آن را کیشی فراگیر در ایران باستان می داند بی آن که شاهدی خارج از داستان رستم و اسفندیار برای اثبات گفته خود ذکر کند و یا چارچوب و ویژگی های این کیش را مشخص نماید. ۶- عرفای ما در متون خود برای بیان اندیشه هایشان عناصر اساطیری و حماسی را به عنوان نماد به کار می گیرند و آنها را از سرشت خود دور می کنند، بنابراین نمی توان برای اثبات نکات اساطیری و حماسی به این آثار استناد کرد. ولی نویسنده چنین کاری را انجام داده و بیشتر شواهد خود را از مثنوی مولانا آورده است. در حالی که برای اثبات نکات مورد نظر نویسنده باید به متون اساطیری و حماسی پیش از شاهنامه و متون تاریخی چون تاریخ طبری و گردیزی و... رجوع کرد.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 10:25 توسط وحید رویانی
|
|
||
|
|
|
|
|
چونان که
سفالینه ها در آتش همی سوزند و ذوب نشوند ارواح جوشان نیز رنج کشند و هرگز نمیرند. این قطعه زیبا پاره ای است از سرودنامه سغدی مانوی که مجموعه کامل آن توسط استاد گرانقدر دکتر ابوالقاسم اسماعیل پور در کتاب: سرودهای روشنایی جستاری در شعر ایران باستان و میانه و سرودهای مانوی منتشر شده است. این اثر مجموعه کامل و جامعی است پیرامون موضوع مربوط که با شواهد فراوان روح تشنه جویندگان این وادی را سیراب خواهد کرد.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 14:16 توسط وحید رویانی
|
|
||
|
|
|
|
|
سام نامه حماسه ای عاشقانه است که از آن به عنوان آخرین حماسه ملی ادب فارسی یاد می کنند. از زمان اغاز تحقیقات نوین در ادبیات فارسی پیرامون این اثر و نویسنده ان نیز پژوهش هایی صورت گرفته است که هر یک به گونه ای سعی کرده اند صحت انتساب ان را به خواجوی کرمانی رد یا اثبات کنند. در این گفتار ابتدا تاریخچه این تحقیقات و استدلال های نویسندگان درباره این اثر ذکر گردیده که نگارنده به همه این دلایل پاسخ گفته و انتساب سام نامه به خواجو را رد کرده است و سپس دلایلی مبنی بر تعلق این اثر به ادبیات عامیانه ارائه کرده است.
این مطلب چکیده مقاله ای است که با همین عنوان در شماره ۱۵۸مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد به چاپ رسیده است برای مطالعه همه مقاله به این مجله مراجعه نمایید. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 17:45 توسط وحید رویانی
|
|
||
|
|
|
|
|
یک راهب بودایی ژاپنی به نام کیوسی که در چین به مطالعه می پرداخته و به قسمت جنوبی چین مسافرت می کرده است در سال ۱۲۱۷ میلادی اتفاقا در بندر زیتون واقع در جنوب چین با تجار ایرانی که از خلیج فارس برای بازرگانی وارد چین شده بودند آشنا شد و از آنها تقاضا کرد که به یادگار چیزی بنویسند یکی از آنها با خط نسخ چهار بیت برای او نوشت که یکی از آنها این بیت شاهنامه است:
جهانی یادگار است و ما رفتنی به مردم نماند بجز مردمی این بیت تلفیق دو بیت زیر از شاهنامه است: جهان یادگار است و ما رفتنی ز مردم نماند جز از گفتنی (دبیرسیاقی/ج۳/ ص ۱۴۹۹) جهان یادگار است و ما رفتنی به گیتی نماند بجز مردمی (مسکو/ ج۸/ ص ۲۹۸) این شعر هنوز در شهر قدیم کیوتو محفوظ مانده است. برگرفته از مقاله پروفسور کورویاناگی در مجموعه سخنرانی های سومین جشن توس(۱۳۵۶) |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 23:17 توسط وحید رویانی
|
|
||
|
|
|
|
|
در سام نامه به اقتضاي نوع داستان که داستاني حماسي است و از شخصيت هاي گوناگون سخن به ميان مي آيد نامهاي فراواني به کار رفته است، در ميان نامها سه دستة ايراني، عربي و ترکي(که ممکن است از شاخة مغولی باشند) به چشم مي خورد. نامگذاري افراد چندان ارتباطي به ملّيت آنها ندارد و ممکن است شخصي چيني نامي ايراني داشته باشد همانند پريدخت معشوقة سام و يا جنگسب که يکي از پهلوانان لشکر شدّاد است و نام او از دو واژة ايراني جنگ و اسب تشکيل شده و يا نام ديوي چون نهنگال که از ترکيب «نهنگ» حيوان دريايي معروف و پسوند «آل» ساخته شده است و يا برعکس ممکن است يک پهلوان ايراني نامي ترکي داشته باشد همانند قلوش پسر عموي سام و يا قلواد يار او که البتّه ممکن است مورد دوّم صورت تغيير يافتة کلباد باشد که در شاهنامه نيز آمده است. بيشتر اسامي سام نامه اسامي ايراني است که برخي از آنها شناخته شده است و معاني مشخّص دارند مانند زراسب و رهدار ديو و ژند جادو امّا برخي صورت ايراني دارند ولي معاني آنها شناخته شده نيست چون چنگاوه، کنداز، کورابه و... اسامي عربي در سام نامه کم است و همان تعداد هم که آمده اسامي شناخته شده است مانند شمسه، رضوان، مهابت، تسليم و... که گاه از ترکيب يک نام عربي با پسوند ترکي اسم جديدي ساخته اند مانند قمرتاش امّا اسامي ترکي فراوان در سام نامه به کار رفته اند که نه معاني آنها مشخّص است و نه منشأ آنها همچون غرنوس، خاتوره، قهقهام، اقار، بلخياس و... احتمال دارد که اين اسامي در ميان عوام رواج داشته و از طريق روايات عاميانه به متون راه يافته است، زيرا برخي از آنها در ديگر متون حماسي نيز به چشم مي خورند مانند فرطوس قوش که به صورت فرطوس طوش يک بار در بانوگشسب نامه آمده و ظاهراً نام شاهي است: بنامست آن شاه فرطوس طوش جهانسوز دختر به فرّ و به هوش(کراچي، 1382: 58) و در آذربرزين نامه به صورت فرطوس توش آمده و نام پدرزن فرامرز است: از آن دختر شاه فرطوس توش يکي پورش آمد چون فرّخ سروش (ص 407)←(محجوب، 1382: 536) و يا منهراس که در گرشاسب نامه آمده و نام ديوي است: |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 22:31 توسط وحید رویانی
|
|
||